محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
507
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پسر زكريا به گفتهء يهود و نصارى چهار صد و شصت و يك سال بود و اين در كتابهايشان مشخص است و از هنگام ويرانى بيت المقدس تا آبادانى آن را كه به روزگار كيرش پسر اخشويرش سپهبد بابل از جانب اردشير بهمن پسر اسفنديار بود ، هفتاد سال شمارند و از آبادانى بيت المقدس تا ظهور اسكندر كه مملكت بنى اسرائيل را به - مملكت خويش پيوست هشتاد و هشت سال دانند و از پس تسلط اسكندر تا تولد يحيى پسر زكريا را سيصد و سه سال دانند . مجوسان نيز دربارهء مدت ويرانى بيت المقدس و كار بخت نصر با بنى اسرائيل تا تسلط اسكندر بر بيت المقدس و شام و كشته شدن دارا ، با نصارى و يهود موافقند و در فاصلهء پادشاهى اسكندر و مولد يحيى اختلاف دارند و پندارند كه پنجاه و يك سال بوده است و اختلاف ميان مجوس و نصارى دربارهء فاصلهء پادشاهى اسكندر تا مولد يحيى و عيسى همانست كه گفتم . به پندار نصارى يحيى شش ماه پيش از عيسى تولد يافت و قاتل وى يكى از پادشاهان بنى اسرائيل موسوم به هيردوس بود به سبب زنى هيروذيا نام كه زن برادر فيلقوس برادر شاه بود و شاه عاشق وى شده بود و به فجور رضايت داد و دخترى داشت به نام دميى و هيردوس مىخواست با هيروذيا زن برادر خويش زنا كند و يحيى او را منع كرد و گفت حلال نيست و هيردوس دلباختهء دختر وى بود و روزى دختر كه او را شيفتهء خويش كرده بود خواهشى كرد و شاه پذيرفت و به يكى از ياران خود گفت فرمان وى را كار بندد و دختر گفت سر يحيى را بيارند و آوردند و چون هيردوس خبر را بدانست حيران شد و سخت بناليد . گفتار مطلعان اخبار و امور جاهليت را در اين باب از پيش ضمن روايت هشام كلبى آوردهام . گفتار ابن اسحاق در اين باب چنين است كه بنى اسرائيل پس از بازگشت از سرزمين بابل بدعتها پديد آوردند و خداوند عز و جل رسولان سوى آنها فرستاد